شناسه: 220204

کار و شغل

به روایت از علی اکبر حمزه ای گوارشکی : پس از اینکه پسرم از سربازی آمد و می خواست ازدواج کند، برایش خانه کرایه کردم و مراسم عروسی هم گرفتیم و بعد از اینکه به خانه رفتند، گفتم: از اینجا به بعد به عهدة خودتان است و این بچة ما یک طناب برمی داشت و از تلگرد می رفت و جارو می خرید و روی پشتش، خیابان به خیابان می گشت و می فروخت تا امرار معاش کند و بعد از آن کم کم به شغل سنگ کاری مشغول شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه