خاطرات سیاسی
به روایت از معصومه شمس : یک روز در زمان طاغوت که تازه از راهپیمایی آمده بودم، سر کارگر ایشان به درب خانه آمدند و رو به ایشان کرده و گفتند که: اگر یک بار دیگر در راهپیمایی شرکت کنید، حقوق شما قطع می شود. ایشان پس از شنیدن حرفهای آن مرد، دست خود را درون جیب کرد و پول ها را درآوردند و جلو او انداختند و گفتند: دیگر اینجا نیایید. من تا زمانیکه این انقلاب باشد، برای پیروزی این انقلاب تلاش خواهم کرد و محتاج شما نیستم. این یکی از کارهایی بود که با آن مخالفت کرد چون آن شخص ضد انقلاب بود.
ثبت دیدگاه