شناسه: 220308

توجه به خانواده

به روایت از زهرا حصاری : چون من در زمان طاغوت روزانه نمی توانستم درس بخوانم شبها به تحصیل علم می پرداختم و هنگام فارغ شدن از درس دیگر هوا تاریک شده بود که من به خانه آمدم . با همه این حرفها دلش نمی خواست که من شبانه بروم به مدرسه ولی به خاطر اینکه علاقهً زیادی به درس من داشت مرا به مدرسه فرستاد یک شب من از کلاس بیرون رفتم همین طور که آهسته سرم را پایین انداخته بودم و از کنار خیابان حرکت می کردم یک دفعه دیدم یکی دستش به شانه هایش خورد بی مهابا برگشته ودیدم پدرم پدرم ایستاده است ؟ بعد گفتم : شما اینجا چه کار می کنید گفت : به خاطر اینکه علاقه زیادی به درس شما دارم . فکر نکنید فکر نکنیدکه شب شما می آیی به مدرسه من شما را تنها می گذارم بلکه من شب و روز مراقب شما هستم تا درستان را ادامه بدهید خاطره ای که از پدرم داشتم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه