شناسه: 220876

امدادهای غیبی

به روایت از علی محمد حافظی عسگری : محمد علی گفت:" یک شب در منطقه چون هوا خیلی تاریک بود، ما گم شدیم، من دستانم را به سوی آسمان دراز کردم و گفتم:" یا زهرا (س) کمکمان کن." بعد به سایر نیروها بی سیم زدم که از محلی که هستید حرکت نکنید زیرا احتمال دارد که بین عراقی ها برویم." در حمان لحظه باران شدیدی شروع به باریدن کرد و تا صبح ادامه داشت. با روشن شدن هوا رد پاهایی بر روی جاده مشخص شد که معلوم شد نیرو های جلوتر از ما به کدام سمت رفتند و ما هم راه را پیدا کردیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه