لحظه و نحوه شهادت 2
به روایت از غلام علی اصلی : یکی از برادران می گفت : داخل سنگر در کنار شهید حافظی بودیم. تیربارها و دولولهای دشمن بچه های ما را می زدند. شهید حافظی که وضع را اینگونه دید، یک آرپی جی برداشت و گفت: می اینجا باشم و شما بعثی ها بچه های گردان را بزنید. در هنگامیکه می خواست یکی از سنگرهای دشمن را بزند با کالیبر همان سنگر به شهادت رسید.
ثبت دیدگاه