شناسه: 220897

اطاعت از فرماندهی

به روایت از غلام علی اصلی : در شب عملیات بدر بود که من مجروح شدم. کنار خاکریز جاده خندق نشسته بودم یک مرتبه دیدم شهید حافظی بالای سر من آمد و گفت: داشتم از اینجا رد می شدم شما را دیدم. حالا چکار شده است؟ گفتم: چیزی نیست. مقدار کمی زخمی شده ام. گفت: من می خواستم جلو بروم و ببینم چه شده. حالا اگر می خواهی که شما را به عقب ببرم. گفتم: نه. سپس ایشان خداحافظی کرد و رفت. روز بعد اسامی شهداء را خواندند دیدم که اسم شهید حافظی هم جزو آنهاست.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه