تواضع و فروتنی 2
به روایت از ابراهیم اسلام زاده : یک روز شهید حافظی با آقای پایدار در حال وضو گرفتن بودند که یک بسیجی می آید .سئوال می کند : فرماندة گردان کیه ؟ شهید حافظی برمی گردد ومی گوید : یک بابای صافکاری فرمانده است . بسیجی می گوید : یک صافکار که به درد فرماندهی نمی خورد . بسیجی بعد متوجه می شود کسی که صافکار بوده و به درد نمی خورده خود شهید حافظی بوده است .
ثبت دیدگاه