شناسه: 220939

همت در رفع مشکل دیگران

به روایت از ابراهیم اسلام زاده : شهید حافظی بالای جرثقیل اداره برق رفته بود و دروازه قرآن را تزیین می کرد. بعد از اینکه کارش تمام شد ما به راننده می گفتیم که ایشان را پایین بیاور. همینطور که ما به او می گفتیم بیا پایین، بیا پایین، ناگهان کابین که شهید حافظی در آن بود درست روی سقف ماشین اداره برق خورد. راننده هراسان آمد پایین و گفت: چه شد؟ گفتیم: هیچی نشد. فقط سقف ماشین آمده پایین. شهید حافظی از بالا با خنده گفت: بابا غصه نخور. چیه؟ چرا ناراحتی؟ راننده گفت: چیه آقا، ناراحت نشوم؟ من باید به اداره جریمه پرداخت کنم. چون ماشین تحویل من بوده است. شهید حافظی گفت: غصه نخورید این ماشین را بردارید بروید پیش علی صافکار و بگو برایت مجانی درست کند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه