اولین اعزام
به روایت از سلطان خانجان : در مورد اجازه رفتن به جبهه مادرم یک روز گفت:عباس آمده و به من گفته : که مادر جان این کاغذ را امضاءکن . من از او پرسیدم این کاغذ چیست. او گفت: این برگة اعزام به جبهه است. من هم با رضایت کامل آن کاغذ را امضاء کردم.
ثبت دیدگاه