عشق به جهاد
راوی نصرت الله جلیلی: به یاد دارم زمانی که فرزندم مهدی کوچک بود خیلی دوست داشت بزرگتر شود و به جنگ برود. یک روز که وارد خانه شدم دیدم یک کلاه شبیه کلاه خود و یک چوب را هم به عنوان اسلحه برداشته است و با متکایی که به پشتش بسته بود با خودش حالت جبهه ی جنگ می گرفت و مدام این طرف و آن طرف می رفت گفتم مهدی جان این متکایی که بر پشت بسته ای نشانه ی چیست؟ گفت: کوله پشتی ام است.
ثبت دیدگاه