پيش بيني شهادت
راوی صاحب سلطان نورانی: وقتی که فرزندم مهدی برای آخرین بار به مرخصی آمد چند شب بیشتر پیش ما نماند یادم هست شب آخری که تمامی اعضای خانواده به خانه ی پسر عمه اش شهید هادی جلیلی رفته بودیم ایشان به من گفت مادر جان خواهشی از شما دارم گفتم هر چه بگویی انجام می دهم گفت می خواهم بروم خانه و شام برای ما درست کنی چون می خواهم شب آخری که این جا هستم دور هم باشیم و با هم دیگر شام بخوریم من هم رفتم به خانه و شام درست کردم و تمامی آنها به خانه ی ما آمدند و شب را دور هم بودیم و تا آخر شب می گفتیم و می خندیدیم. لحظه ی آخری که خواست از پیش ما برود از ما حلالیت طلبید و به همه گفت از من راضی باشید چون این بار که بروم معلوم نیست بر می گردم یا نه.
ثبت دیدگاه