فعاليتهاي فرهنگي
راوی مریم توکلی: یکروز وقتی می خواست برای تشییع شهدا برود گفتم :علی من هم می آیم . می خواهم تو را ببینم که چه طور نوحه می خوانی همه می گویند که تو توی هیأت ها و جبهه همیشه نوحه خوانی می کنی . به شوخی گفت : نه اگر تو را ببینم دیگر خجالت می کشم ولی نمی خوانم . سپس رفتیم من جلوی صحن امام ایستادم شهدا را که آوردند دیدم علی جلوی جمعیت ایستاده یک سر و گردن بلندتر از بقیه بود . اشک می ریخت . سینه می زد و نوحه می خواند . او می خواند بقیه هم جواب می دادند.
ثبت دیدگاه