شناسه: 221848

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی مریم توکلی: یکی از همسایه های مادرم «سیّد علی» - برادرم - را نمی شناخت . فقط اوصاف او را شنیده بود . او تعریف می کرد ، یک شب خواب دیدم که گروهی از پاسداران در خیابان در حالی که شال سبز به گردن دارند سینه می زنند و نوحه می خوانند . جلو رفتم تا بپرسم آیا سیّد علی توکّلی هم با شماست یا نه ؟ یکی از برادران در جوابم گفت : بله ، همان آقایی که در جلوی هیأت سینه می زند و شال سبز دارد و لباس سفید به تن دارد «سیّد علی توکّلی» است . این هیأتی هم که پشت سر اوست دارد به استقبال «امام زمان (عج)» می رود . چون فرجشان نزدیک است . این همسایه وقتی خوابش را برای مادرم تعریف می کند ، متوجّه می شود «سیّد علی توکّلی» پسر ایشان است .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه