شناسه: 222782

عشق به جهاد

راوی مریم محمدی : به یاد دارم روزی که علی اکبر می خواست به جبهه برود گفت : مادر جان م که به جبهه می روم خودم دوست دارم ولی بعد از اینکه من رفتم علی اصغر برادرم را نیز راهی جبهه کنید گفتم : پسرم شما که خودت می روی لااقل بگذار علی اصغر اینجا بماند و سرپرست ما باشد چون ما تنها هستیم وامید مان به علی اصغر است ایشان در جواب من گفت : مادر جان امیدت به خدا باشد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه