لحظه و نحوه ی شهادت
به روایت از زهرا بوژمهرانی : بعد از مدتی که عملیات بدر تمام شده بود انتظار داشتیم که محمد به مرخصی بیاید اما تا چند روز هیچ خبری نشد و پدر همسرم گفت حالا که او نیامده من به دیدن او می روم البته این هم بهانه ای بود که ایشان بتواند به جبهه برود و در آنجا در مخابرات با دوستی آشنا می شود که همرزم همسرم بوده و بدون اینکه پدر همسرم خودش را معرفی کند نحوه شهادت او را مطلع میشود و متوجه می شود که در حین عمیلت بدر به فیض عظیم شهادت رسیده است و جنازه اش در خاک دشمن مانده است که بعدها جنازه اش پیدا شد و تشیع کردیم.
ثبت دیدگاه