نوجوانی و جوانی
به روایت از سکینه بلوکی : اولین روزی که محمد روزه گرفت از پدرش که در آن زمان چوپان بود تقاضای یک رأس گوسفند کرد و پدرش نپذیرفت و یک گوسفند را به نام او کرد و همان یک گوسفند کم کم به 30 گوسفند رسید و برای زندگی ما خیلی پربرکت بود.
به روایت از سکینه بلوکی : اولین روزی که محمد روزه گرفت از پدرش که در آن زمان چوپان بود تقاضای یک رأس گوسفند کرد و پدرش نپذیرفت و یک گوسفند را به نام او کرد و همان یک گوسفند کم کم به 30 گوسفند رسید و برای زندگی ما خیلی پربرکت بود.
ثبت دیدگاه