روحيه بسيجي
راوی مهدی خویشاوندی : وقتی توی یکی از عملیاتها آماده می شدیم برویم برای عملیات نیم ساعت قبل از عملیات که بچه ها لباس پوشیده بودند و کامیونها آمده بودن که بچه ها راببرند من بصیر را ندیدم . دنبالش می گشتم که یک مطلبی را سوال کنم و موضوعی را استعلام کنم که حال چگونه عمل بکنیم . بصیر را پیدا نمی کردم هر چه سئوال کردم پیدا نکردم توی محوطه گردان که البته شرایط خاصی هم بود توی تپه ها سنگر زده شده بود و چادر ایجاد شده بود می گشتیم دیدم یک نفر دارد توی ماشین کامیون را جارو می کند . نگاه کردم دیدم بصیر است که دارد جارو می کند . نگاه کردم دیدم بقیه ماشین ها را هم همین طور جارو کرده است . پرسیدم بصیر این چه کاری است که می کنی ؟ گفت : بسیجی ها حیفند لباسشان خاکی می شود .
ثبت دیدگاه