خاطرات جنگي
راوی محمدحسین بصیر : روزی که قرار بود نیروها را به خط جهت انجام عملیات انتقال بدهیم روز آفتابی بود ولی ساعتی که ما نیروها را سوار بر ماشین کردیم با توجه به اینکه آفتابی بود نامناسب بود و شب هم به جهت صعب العبور بودن منطقه نقل و انتقالات مشکل بود ساعتی که ما نیروها را انتقال دادیم در جاده ای که زیر دید کامل قرار داشت حرکت کردند . لطف خدا شامل اسلام شد و گرد و غبار از شن تمام منطقه را گرفت که نه تنها دیده بانهای دشمن در ارتفاعات میمک نتوانستند جاده راکنترل کنند حتی اسیر هم که گرفته بودند گفته بود ما دقیقا این جاده را زیر نظر داشته و کنترل میکردیم و به ما تاکید شده بود که منطقه را زیر نظر داشته باشید که احتمال دارد این جا عملیات شود . با آن طوفان شنی که به وجود آمده بود به لطف حق ما توانستیم خیلی آسان و با هیچ نگرانی نیروهایمان را تا نزدیکی های دشمن ببریم و مستقر کنیم که شب عملیات انجام بدهند .
ثبت دیدگاه