شناسه: 223159

خاطرات جنگي

راوی محمدحسین بصیر : در منطقه سومار که بودیم یک شب برادرها آماده می شدند وسایل از قبیل نارنجک ، آرپی جی و تیر بار و کلاش و غیره بر می داشتند که بروند به دشمن ضربه بزنند . آرپی جی هایشان را مسلح کرده بودند بخاطر این که آمادگی بیشتری داشته باشند . آرپی جی زن ها جلو ایستاده بودند و بقیه برادرها پشت سرشان ایستاده بودند که یک بار دیدیم صدای شلیک آرپی جی درمیان برادر ها بلند شد آن موقع ما در چادر تدارکات بودیم و مشغول صحبت کردن با مسئول تدارکات که صدای شلیک بلند شد اتفاقا آمد از توی چادر تدارکات رد شد . من نشسته بودم که از روی سرم گلوله رد شد و خورد به بغل کوه و به حمدالله یک مجروح کوچک هم ندادیم .در صورتی که می گویند اگر کسی موقع شلیک در 30 متری عقب آر پی جی باشد آن را می سوزاند اما برادری که در نیم متری آرپی جی بود فقط بلوزش پاره شده بود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه