زندگي مشترک
راوی احمد واعظی : یک روز که به دیدن خانوادة شهید برونسی رفتم . همسر ایشان خاطره ای را برایم این گونه نقل کرد : یک شب زمان وضع حملم فرا رسیده بود آقای برونسی برای آوردن قابله از منزل بیرون رفت. گویا در بین راه یکی از دوستان را می بیند وچون آن شبها مقام معظم رهبری در مسجد کرامت تفسیر قران داشتند لذا با یکدیگر به آنجا می روند وآوردن قابله را کاملا" فراموش می کند بعد از مجلس تفسیر قرآن وقتی ایشان به خانه آمد مادرم که خالة آقای برونسی هم هست به ایشان گفت : خانم قابله را می فرستی وخودت نمی آیی برونسی چیزی نگفت. ایشان نام دخترمان را فاطمه گذاشت وحدود 9 ماه بعد بدلیل بیماری فاطمه فوت کرد در حالی که آن شب به دنبال کسی نرفته بود ومعلوم نشد آن خانم قابله چه کسی بود.
ثبت دیدگاه