عشق شهادت
به روایت از شیخ رمضان بخشنده : روزی به اتفاق آقا یعقوب به بهشت رضا (ع) رفتیم در آنجا از کنار قبور شهدا که رد می شدیم ایشان می گفت : این شهید دوست من است ، این شهید کجا به شهادت رسیده است . در آخر هم گفت : چرا خدا به من سعادت شهادت را نداده است و من باید روز قیامت پیش این شهدا سرم پائین باشد و خجل زده شوم و تو باید دعا کنی که خداوند مرگ مرا شهادت قرار بدهد . وقتی هم می دید من ناراحت می شوم می گفت : من که نمی گویم همین الان شهید شوم ولی هر موقع که خدا صلاح دانست مرگ مرا شهادت قرار بدهد و من هم از سفره ای که خداوند برای ما الان پهن کرده است بهره مند شوم .
ثبت دیدگاه