فرآن و نیایش
به روایت از شیخ رمضان بخشنده :آخرین دفعه ای که آقا یعقوب به مرخصی آمده بود یکروز از صبح تا غروب در خانه در حال نوشتن وصیتنامه بود به ایشان گفتم : من مانع جبهه رفتن شما نیستم اگر می خواهی بروی بجنگی برو و انشا الله به سلامت برمی گردی پس دیگر احتیاجی به نوشتن وصیت نداری . در جوابم گفت : این آخرین مرخصی من است و من باید تمام کارهایم را درست کنم زیرا دیگر بر نمی گردم و می خواهم در وصیتنامه ام با مردم و جوانها صحبت کنم و با آنها درد دل کنم و خواسته هایم رابگویم وبالاخره 16 صفحه وصیت نوشت و به جبهه رفت .
ثبت دیدگاه