خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از شیخ رمضان بخشنده : بعد از شهادت آقا یعقوب ایشان را در خواب دیدم که از جبهه آمده است و چون هرگاه ایشان از جبهه می آمدند اول به منزل ما می آمدند و بعد طبقة بالا خانة خودش می رفت . ولی این بار بدون اینکه پیش ما بیاید بالا رفت و بعد از مدتی آمد پائین به او گفتم : چی شده سریع رفتی بالا ؟ گفت : کیفم روی دوشم بود رفتم بالا پوتینها یم را هم در بیاورم و کیف مرا بگذارم بعد خدمت شما برسم . گفتم : شما کجا هستید دیگر پیش ما نمی آیید ؟ گفت : اتفاقاً من همیشه پیش شما هستم . بعد از کمی صحبت کردن دیگر او را ندیدم و از خواب بیدار شدم .
ثبت دیدگاه