شناسه: 225237

آخرين وداع با خانواده

راوی حوا دوزنده فردوس: آخرین دفعه ای که به جبهه می رفت انگار می دانست که بر نمی گردد خیلی به من روحیه داد و معذرت خواهی کرد و گفت من شوهر خوبی برای تو نبودم زیرا بیشتر این مدت را در جبهه گذارندم حال می خواهم که از من راضی باشی و اگر شهید شدم در مرگم صبر کنی و به مادر و خواهرانم روحیه بدهی چرا که انتظار من از تو بیشتر از آنان است مواظب باش که دشمن را شاد نکنی . موقع رفتن مرتب به پشت سر خود می نگریست و به فرزند یک ماهه خود خیره می شد نوزاد هم برای اولین و آخرین دفعه برای وی لبخند زد و او نیز با خوشحالی بسوی جبهه رهسپار گردید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه