تولد و کودکي
راوی فاطمه اسلامی: به یاد دارم زمانی که پسرم حسین 5 الی 6 سال بیشتر سن نداشت که یک روز رفته بود بالای پشت بام جای طویله گوسفندانمان بازی کند که یک هو بام طویله خراب می شود و او با کلی خاک و چوب از سقف به پایین طویله می افتد و زیر آوار می ماند که من سریع سراغش رفتم و او را صدا زدم حسینم مادرجان کجایی ؟ دیدم یکباره سرش را از زیر خاک و چوبی که از سقف رویش ریخته بود درآورد و گفت : مادرجان ناراحت نشوی من حالم خوب است گویا آن موقع به مشیت الهی از زیر آوار سالم بیرون آمد و قسمتش بود که بعدها در جوانی برای دفاع ار خاک میهن و دفاع از قرآن و اسلام به درجه ی رفیع و والای شهادت نائل گردد .
ثبت دیدگاه