شناسه: 225940

تقيد به مسائل شرعي

راوی فاطمه مهاجرقوچانی: به یاد دارم که پدرم هر سال سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه شعبان را جشن می گرفتند و درمسجد محل برای تولد امام زمان (عج) تا دیر وقت برنامه شادی داشتند به یاد دارم با اینکه زمان شاه بود یک شب من که کوچک بودم چادر به سرم کردم و به مسجد رفتم تا در جشن شرکت کنم ولی برادرم محمد حسین مخالفت کرد پدرم به ایشان گفت : خوب حالا بچه است مشکلی ندارد چادر هم که سرش است ولی برادرم محمدحسین گفت : اینجا همه مرد است چه معنی دارد که این توی دست و پای ما بیاید؟ بعد من به او گفتم : تو ازهمان اول خودت را مرد می گیری ایشان به من گفت : تو دختر هستی چه معنی دارد که بیایی بین مردها . پاشو برو خانه .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه