شناسه: 225975

توصيه هاي شهيد

راوی فاطمه مهاجرقوچانی: به یاد دارم اولین روزی که روزه بر من واجب شده بود و من روزه گفتم؛ برادر محمد حسین خیلی مواظب بود و به من می گفت: فاطمه، نکند یک وقت شیطان گولت بزند و آب بخوری هوا خیلی گرم است ولی تحمل کن. بعد که افطار کردم، پدرم بخاطر اولین روزی که روزه گرفته ام هدیه ای به من داد که برادرم محمد حسین خیلی خوشحال شد و گفت: خوش به حالت با اینکه از من کوچکتر هستی ولی به سن تکلیف رسیده ای و روزه ات را گرفتی. خوش به سعادتت. پیش خدا بیشتر اجر داری.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه