عشق به ائمه اطهار
راوی جهانبخت صفائی : بعد از مدتی آقای نعمانی از منطقه تلفن زد . به ایشان گفتم : علی آقا چه زمانی شما به مرخصی می آیید تا ما را از نگرانی بیرون بیاوری . ایشان در جوابم گفت : موقعی که راه کربلا باز شود و بیایم دنبال شما تا با هم به اتفاق به کربلا برویم .
ثبت دیدگاه