محبت و مهرباني
راوی صدیقه ناصح: روز عید برای دیدن اقوام آشنایان قرار بود به اتفاق حسین از منزل خارج شویم . قبل از این که از منزل بیرون برویم دیدم حسین بیرون رفت و بعد از چند لحظه ای برگشت . هر چه از ایشان سؤال کردیم که کجا رفتی ؟ چیزی به ما نگفت : تا اینکه فردای آنروز پیروزی که در همسایگی ما بود به منزل آمد و گفت : می خواهم از پسر شما تشکر کنم . زیرا صبح عید به دیدنم آمد .
ثبت دیدگاه