شناسه: 227597

دقت در حلال و حرام

راوی فاطمه قاسمی: خاطره‌ای دارم از امانت‌داری و پاکی شهید. و آن اینکه زمان‌های قبل که آب لوله‌کشی نبود لباسها را کنار جوی آب روستا می‌شستیم . جوی آب از کنار منزل عمه شهید عبور می‌کرد. من حدود هشتاد تومان پول را برای زیارت امام رضا (ع) شمرده بودم و در لای لباسهای گذاشته بودم. به مراد گفتم: لباسها را ببرد در خانه عمه‌ات بگذار که می‌خواهم آنها را بشورم. لباسها را برداشته بود و در بین راه پولها از لای لباسها افتاده بود. در حین برگشت از خانه عمه‌اش پولها را می‌بیند او که نمی‌داند پولها از خود ماست آنها را به خانه عمویش که در آن نزدیکی زندگی می‌کرد می‌دهد. شب که از لباس شستن برگشتم دیدم که خانه به هم ریخته است و پدرش با ناراحتی زیاد دنبال پولها می‌گردد. عموی شهید به منزل ما آمد که بگوید مرا مقداری پول به من داده که متوجه می‌شود پولهایی که او آورده مال خودمان است و گفت شیرینی بدهید تا پولها را به شما بدهم. پول شما حلال بوده که این بچه آن را به من داده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه