شناسه: 228454

خبر شهادت

راوی غلامعلی نجفی : طبق معمول همیشه دور حرم مطهر حضرت رضا (ع) جنس بساط کرده بودم که یک روز بعد از ظهر دیدم پسر بزرگم با یک نفر دیگر به نزد من آمده و گفتند: بابا بساط را جمع کن و برویم. من گفتم: هنوز تا غروب زیاد وقت است، می خواهم مقداری دیگر جنس بفروشم و خیلی اصرار کردم که چرا جمع کنم؟ یک وقت گفت: علی شهید شده است. تا این جمله را شنیدم پاهایم سست شد و اسباب ها را بلافاصله داخل مسافرخانه ای گذاشتم و جهت رؤیت شهید به ستاد معراج شهدا رفتیم و پیکر ایشان را زیارت کردم و فردای آن روز هم به اتفاق شهدا ی دیگر تشییع و در بهشت رضا (ع) دفن کردیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه