خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی ناصر میش مست : شبی برادرم ابراهیم به خوابم آمد حال مرا پرسید و بعد گفت سه چهار هفته است که برادر کوچکترم به دیدنم نیامده است به او بگویید به دیدنم در مزار شهدا بیاید من گفتم باشد حرف تو را به او می گویم . که در همین لحظه از خواب بیدار شدم و رفتم به سراغ برادرم و خوابم را برای او تعریف کردم ، برادرم این چند مدت ماموریت رفته بود با شنیدن این حرف به مزارش رفت تا روحش شاد شود.
ثبت دیدگاه