شناسه: 228934

تدبیر نظامی و مدیریت

به روایت از محمد حسن آقاجانی : من در تیپ امام موسی (ع) بودم و حدود یک ماه به عملیات خیبر بود که آقای سید موسوی من را صدا زد و گفت : مسئول گردانهای دیگر را جمع کن تا با هم صحبت کنیم . وقتی همه جمع شدند ،‌ ایشان یکسری تذکرات را در آن جلسه بیان کرد و از ما خواست که پرسنل را برای عملیاتی که در پیش داریم ، آماده کنیم . تا حمله خیبر هر روز برای ما کلاسها و برنامه ریزیهای دیگر داشتند . تا اینکه دو سه روز به عملیات سردار انجیدنی به تیپ آمد و وضعیت عملیات را برای بچه ها توجیه کرد . و قرار شد که گردان ها از محدوده پاسگاه شط علی وارد آب شود و مسیر عملیاتش هم پشت القرنه جاده بغداد بود . بچه ها هم خوشحال و از آن استقبال زیادی کردند . تا اینکه ساعت مقرر رسید و سوار قایقها شدیم و بعد از تحمل مشکلات زیاد به روستای بزرگی به نام الضجیه رسیدیم ‌، قایقها را پارک کردیم و از قایقها پیاده شدیم . آقای موسوی قبل از شروع عملیات تاکید فراوانی کرد که بچه ها ، مبادا به مردم ظلم کنید . مبادا برخوردتان با آنها بد باشد ،‌ تا کسی به شما حمله نکرد حق ندارید حمله کنید. مگر اینکه نظامی باشد . مبادا با مردم خودتان را درگیر کنید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه