نوافل و نماز شب
راوی سید هاشم میر رضوی : یکی از همکاران که بچه بشرویه است خاطره ای را از سید حسن برای من این گونه نقل می کرد : ((یک شب در بسیج محل با سید حسن نگهبان بودیم پاسی که از شب گذشته بود یک دفعه صدای زمزمه ای مرا متوجه خویش کرد. به جستجوی صدا پرداختم تا ببینم از کجا می آید! در چند قدمی من چاله سرویسی بود که خودرو ها را تعویض روغن می کردند. وقتی به طرف چاله رفتم دیدم سید حسن درون چاله رفته و سر به سجده گذاشته و با خدای خویش رازو نیاز می کند چند لحظه ای ایستادم و به صدای زمزمه گوش کردم اما بدلیل منقلب شدن صحنه را ترک کردم.
ثبت دیدگاه