تولد و کودکي
راوی معصومه فضلی: من دو پسر داشتم یکی 8 ساله 4 ساله بودندبر اثر بیماری و در پی یک هفته اختلاف از من رفتند.این جریان مرا بسیار کرد و بعد از آن نذر ونیاز زیادی کردم که خداوند پسری به من هدیه کند در پی این جریان شبی در خواب دیدم که سید نورانی با لباسهای سفید و عمامه سبز با چهره ای بشاش و خندان به من نزدیک شد و به من مژده داد که خداوند 2 پسر از تو گرفت ولی به جای آن 4 پسر به تو هدیه می کند.پس از آن بود که خداوند جواد را به من داد.
ثبت دیدگاه