شناسه: 230336

خاطره شماره 16 - شهید احمد ملک نژاد یزدی

خاطرات نحوه مجروحيت: می خواهم برایتان از شهید احمد ملک نژاد و خاطرة او را از زمان رفتن به ماموریت تا لحظة شهادت برایتان تعریف کنم . شب بیست سوم بعد از عملیات مرحله اول والفجر قرار شد ما در مرحلة دوم این عملیات شرکت داشته باشیم . قرار شد قبل از اینکه برادرها وارد عملیات بشوند ما شناسایی های لازم را به عمل بیاوریم . در این مرحله برادران نقش موثری در هدایت عملیات داشتند . برادر حاج احمد ملک نژاد ، علی موحدی و برادر موسوی که مسئول اطلاعات عملیات تیپ امام صادق و شهید دودمان که همراه حاج احمد شهید شدند و شهید مهدی خرسند که مسئولیت خط را بعهده داشتند ، برای این ماموریت اعزام گردیدند . شب را در قرارگاه بودیم و قرار شد صبح برای شناسایی برویم . چون آتش منطقه زیاد بود ، برادر ها بار به چهار اکیپ تقسیم کردیم . سر اکیپ با موتور رفتند و یک اکیپ با ماشین که برادر حاج احمد و برادر قرص نور و برادر دودمان مسئول تخریب و یکی دیگر از برادران با چیپ راهی ماموریت شدند . هنوز خیلی از رفتن آنها نگذاشته بود که متوجه شدیم ماشین خیلی روی مین رفت و منفجر شد . موقعیت منطقه خیلی حساس بود و ما نمی توانستیم خیلی جلو برویم و از نحوه انفجار مطمئن بشویم و چیپ را شناسایی بکنیم . همینطور به کار خودمان ادامه دادیم . پس از شناسایی و برگشت به سنگر حدود دو ساعت بود که از این چهار برادر هیچ خبری نشد . نگران شدیم . چند تا از برادران پیک را برای بررسی خط فرستادیم که از وجود برادران در خط مقدم خبر بیاورند . اما هیچ خبری از ایشان نداشتند . خلاصه از اورژانس خبر گرفتیم . وقتی آمار مجروحین و شهدا را بررسی کردیم ، نام برادر نظرنژاد در لیست مجروحین و برادر حاج ملک نژاد را مجروح از ناحیه دست راست و ضربه مغزی و انتقالی به اورژانس مادر و از آنجا هم به بیمارستان اندیمشک یافتیم . نام برادران قرص و دودمان هم در لیست شهدا بود . وقتی خبر را به دیگر برادران دادیم چنان غم و اندوه سنگرها را فراگرفت که تا آن زمان من ندیده بودم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه