عشق به جهاد
به روایت از غلام علی غلامی : هر زمان که کسی در روستا فوت می کرد در نیمه های شب محسن به همراه دوستان با آن سرمای زیاد یخبندان و کولاک به طرف قبرستان که تا روستا 2 کیلومتر فاصله داشت می رفتند و بدون اینکه خانواده متوفی متوجه شوند قبر را آماده می کردند تا هر چه زودتر جسد را به خاک بسپارند. بعد از فوت همسر محسن به ایشان گفتم: بچه ات تنهاست شما به جبهه نرو. ایشان گفت: اصلا امکان ندارد اگر تا به حال ناراحتی برای همسرم داشتم دیگر ندارم. برای دفاع از وطن و کشورم می روم و یقین می دانم تا چهلم همسرم به پیش او می روم. چند روز که از چهلم گذشته بود بنیاد به ما اطلاع داد که محسن بهاری شهید شده است.
ثبت دیدگاه