خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی بتول مقیسه : یک بار خواب دیدم . یکی از همسایه هایمان آمد و به من گفت: حسین آمده و در این لحظه حسین را با لباس مشکی دیدم که یک ساک مشکی همراه داشت . و دستش را به در تکیه دادو گفت : پدر کجاست؟ گفتم : رفته زمین راآب بدهد.
ثبت دیدگاه