توصيه هاي شهيد
سری آخری که می خواست به جبهه برود گفت: من می خواهم به جبهه بروم و در عملیات شرکت کنم ولی به پدر ومادر چیزی نگو و معلوم نیست که از این عملیات سالم برگردم یاخیر . گفتم: خوب حالانمی شود نروی ؟ گفت : نه ، ما چهار نفر داوطلبانه عازم هستیم و باید هر چهار نفر برویم اگر برگشتیم که هیچی اگر برنگشتیم هر کس از من ناراضی بود ازش حلالیت بطلب گفتم: انشاءا… که سالم برمی گردی گفت : دیگه خدا بهتر خبر دارد وحتی قبل از اینکه در عملیات شرکت کند با ما تماس گرفت و گفت : دعا کنید که انشاءا… این عملیاتی که در پیش است با موفقیت به پایان برسد و طولی نکشید که خبر شهادتش را آوردند .
ثبت دیدگاه