شناسه: 230757

توصيه هاي شهيد

بعد از شهادت ماشاءا… یک روز صبح غلامرضا گفت : مادر جان ، من خواب ماشاءا… را دیدم خواب دیدم که در حرم مطهر امام رضا (ع) هستم و یک گل لاله مقابل ضریح آقاست یک دفعه دیدم گل باز شد و از داخلش ماشا ءا… بیرون آمد با دیدنش تعجب کردم گفتم : تو داخل گل بودی ؟ گفت :بله من همیشه اینجا داخل حرم امام رضا (ع) هستم من در اینجا زمینهای زیادی خریده ام ، تو هم می توانی بیایی جای من ، این دنیا اصلاً به درد نمی خورد می خواهی اینجا باشی که چه ؟ برخیز بیا پیش من . وقتی غلامرضا خوابش را برای من تعریف کرد به ایشان گفتم : حتماً باز دلت هوای جبهه کرده است ؟ گفت: خوب فهمیدید مادر جان ، ولی چکارکنم من چنین خوابی را دیده ام و ایشان بعد از آن خواب عازم جبهه شد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه