شناسه: 232057

تولد و کودکي

ایشان خیلی علاقه داشت که به مدرسه برود. واز من خواست تا ایشان را به مدرسه ببرم و با مدیر مدرسه صحبت نمایم هر طور بود مدیر مدرسه را راضی کردم اما بعد از مدتی که از رفتنش به مدرسه گذشت به علت اینکه سنش کم بود ایشان را بیرون کردند اما ایشان اصرار می کرد که گاهی هم به مدرسه می رفت تا اینکه یک روز مدیر مدرسه از رفتن وی شاکی شده بود و با یک بسته ی تغذیه به منزل ما آمد و گفت : که این بیسکویت را به پسرت بده و به وی بگو که دیگر به مدرسه نیاید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه