شناسه: 233022

توصیه های شهید

به یاد دارم وقتی محمد می خواست به جبهه اعزام شود به من الهام شده بود که وی به شهادت می رسد .بیشترشبها خوابش را می دیدم یک شب خواب دیدم محمد در مزرعه ای به زنگ سبز است و در حالی که لباس نظامی برتن دارد قدم می زند وآنجا را آبیاری می کند . من همراهش رفتم تا او را ببینم ولی او رفت و دیگر او را ندیدم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه