توصیه های شهید
به یاد دارم وقتی محمد می خواست به جبهه اعزام شود به من الهام شده بود که وی به شهادت می رسد .بیشترشبها خوابش را می دیدم یک شب خواب دیدم محمد در مزرعه ای به زنگ سبز است و در حالی که لباس نظامی برتن دارد قدم می زند وآنجا را آبیاری می کند . من همراهش رفتم تا او را ببینم ولی او رفت و دیگر او را ندیدم .
ثبت دیدگاه