شناسه: 233225

محبوبيت شهيد نزد ديگران

یادم می آید یک مرتبه که محمد می خواست عازم جبهه شود من مدرسه می رفتم و شیفت بعدازظهر بودم. قرار بود همان روز محمد به جبهه اعزام شود. در مدرسه در فکر این بودم که آیا می توانم با برادرم خداحافظی کنم یا نه، تا این که زنگ مدرسه به صدا درآمد و ما تعطیل شدیم. وقتی به منزل آمدم دیدم برادرم به جبهه رفت. من آن روز از این که ایشان را ندیدم ناراحت شدم و تا موقع برگشتن شان در فکر ایشان بودم که الحمدالله به سلامتی برگشتند و من توانستم ایشان را دیدار نمایم و این خاطره با توجه به این که باعث ناراحتی من شد اما هیچ وقت از یاد نمی برم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه