خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی رعنا گلقندشتی: خواب دیدم حسین اصغر با لباسهائ بسیجئ به خانه آمد و نشست.کمئ با من حرف زد وبعد از چند دقیقه ائ که گذشت از من خدا حافظئ کردوگفت :من رفتم شما از من زاضئ باشید.گفتم:برو خدا به همراهت.
راوی رعنا گلقندشتی: خواب دیدم حسین اصغر با لباسهائ بسیجئ به خانه آمد و نشست.کمئ با من حرف زد وبعد از چند دقیقه ائ که گذشت از من خدا حافظئ کردوگفت :من رفتم شما از من زاضئ باشید.گفتم:برو خدا به همراهت.
ثبت دیدگاه