دستگيري از ضعيفان
راوی معصومه اورعی: فرزندم غلامرضا وقتی مدرسه میرفت یک کتابی خریده بود و همیشه این کتاب را به دوستش که فرزند یتیمی بود میداد تا استفاده کند به ایشان گفتم: رضا جان فردا خودت مردود خواهی شد بخاطر این که کتابت را به دوستت میدهی میگفت: مادر بچه یتیم است مادرش مرده است او قبول شود غصهی من نیست.
ثبت دیدگاه