عشق شهادت
راوی معصومه اورعی: روزی همسایهمان به فرزندم غلامرضا گفت: آقا رضا به جبهه نرو عاقبت تیری به تو میخورد و شهید میشوی و در جعبهای میگذارند و روی دست مردم تشییع میشوی ایشان گفت چقدر خوب دوست دارم به جبهه بروم و با جعبه برگردم این افتخاری است که بر روی دست مردم باشم و مردم جنازه مرا تشییع کنند من برای شهادت میروم من نمیروم که سالم برگردم پدر و مادر و خواهرانم هم افتخار میکنند که خانواده شهید شوند.
ثبت دیدگاه