خاطرات جنگي
راوی شهید محمد فرومندی: در عملیات خیبر، وقتی که نیروهای گردان تمام شب را جنگیده بودند و منطقه محوله را پاکسازی کرده بودند«علی اصغر» همه نیروهای گردان را پشت رود دجله مستقر کرده بود. بعد از یکی دو ساعت که از استقرار آنها گذشت، قرار بر این شد که نیروها از پشت رود دجله جمع و به عقب تر هدایت شوند. دشمن آن طرف رود دجله مستقر بود و گردان«علی اصغر» هم این طرف. زمانیکه می بایست گردان به عقب می آمد، علی اصغر گفت: شما نیروها را به عقب هدایت کن، من دشمن را مشغول خود می کنم تا نیروها راحت تر تغییر مکان دهند. علی اصغر با 5 الی6 نفر دیگر با آر پی جی و تیربار شروع کردند به بازی دادن دشمن و حواس دشمن را به خویش جلب کردن. فرصت بسیار خوبی بود که کلیه نیروهای گردان به منطقه مورد نظر هدایت شوند. علی اصغر در حین فرماندهی، سعی می کرد که از خودش مایه بگذارد نه از نیروهای تابعه. به همین خاطر هر جا که گردان در معرض خطر قرار می گرفت او در نوک فلش خطر دیده می شد. این بود که نیروهای گردان همچون پروانه در اطرافش جمع می شدند و دستور می گرفتند. او یک فرمانده عامل بود و حرف نمی زد بلکه عمل می کرد.
ثبت دیدگاه