ايثار و فداکاري
راوی علی اکبر تناکی: در طی اولین سفری که به منطقه رفته بودم، با چهره ای نورانی شهید کاشی پور آشنا شدم. او میان جمعی در بهشت آباد نشسته بود و من از وی پرسیدم که آنجا چه می کند. گفت : «هر کاری که پیش آید!» گفتم : الان چه می کنی؟ گفت : یک کلاه سفید دارم و شبها با آن به خط جاده سازی می روم و به راننده ها که به دلیل تاریکی شب دید کافی ندارند ، علامت می دهم تا منحرف نشوند. او مشهور بود به «آچار فرانسه » از شاگردی ماشین شروع کرد و تمام فنون مربوطه به مهندسی رزمی، لودر بولدوزر، گریدر و... را آموخت و در نهایت هم به عنوان رابط خط عمل می کرد. هر کاری که روی زمین می ماند این مرد خدا آن را انجام می داد و عاقبت مزدش را گرفت. او می گفت : «خدایا از ابتدای جنگ خدمت می کنم، آیا تاکنون به آن حد خدمت نکرده ام که به من مزد شهادت عطا کنی ؟
ثبت دیدگاه