عشق به جهاد
راوی خدیجه رشیدآبادی: خیلی دوست داشت به جبهه برود هر بار که به مرخصی می آمد دلش می خواست زودتر برگردد یکبار به او گفتم:پسر جان زن و بچه ات اینجا تنها هستند نرو به جبهه باش و خرج زندگیت را بده او می گفت:مادر جان شما اگر بدانید آنجا چه خبر است و چقدر زن و بچه مردم را می کشند هیچ وقت نمی گویی مه به جبهه نرو.
ثبت دیدگاه