خواب ورویای دیگران در مورد شهید
یک شب پسرم محمد را خواب دیدم که آمد و یک شال سیاه روی سرش انداخته بود ایشان را صدا زدم ولی محمد به من پشت کرد و غیب شد.
یک شب پسرم محمد را خواب دیدم که آمد و یک شال سیاه روی سرش انداخته بود ایشان را صدا زدم ولی محمد به من پشت کرد و غیب شد.
ثبت دیدگاه